Accès ouvert

La Cohérence Textuelle Comme Outil et Comme Finalité

Article scientifique 2020 Français

Résumé

دو مفهوم اساسی در زمینۀ زبانشناسی متنی عبارتند از: انسجام و قوام. این دو مفهوم هم در سطح تولید متن و هم در تفسیر آن وارد می­شوند. اما یک متن چگونه سازمان می­یابد؟ قوانین انسجام متنی کدامند؟ تفاوت میان انسجام و قوام چیست؟ چگونه با توجه به این قوانین متن را بهتر تفسیر کنیم؟ این­ها سؤالاتی هستند که در این مقاله مورد بحث قرار خواهند گرفت. در این مقاله به مفاهیم مطرح شده توسط زبان­شناسان مختلف مانند: میشل شارول، ژاک فونتانی ، لیتا لوندکویست و دومینیک منگنو استناد خواهیم کرد. در واقع، می­توان گفت که انسجام یک شرط متنی است که مستلزم روابط منطقی و غیر متناقض میان جملات مختلف متن است، به اعتقاد میشل شارول (در مقدمه­ای بر مسائل انسجام متنی، 1978)، چهار قانون بر این خاصیت متن حاکم هستند که عبارتند از: قاعدۀ تکرار، قاعدۀ پیشرفت اطلاعات، قاعدۀ عدم تناقض و قاعدۀ رابطه. متخصص علوم تربیتی، لیتا لوندکیست به نوبه خود، سه سطح انسجام را از هم متمایز می­کند: سطح موضوعی، سطح معنایی و سطح پراگماتیک. در این مقاله، سعی خواهیم کرد تا سه سطح انسجام مطرح شده توسط لیتا لوندکویست را با چهار اصل انسجام بیان شده توسط میشل کارول را در ارتباط قرار دهیم، به منظور ایجاد یک مدل تحلیل متنی که بتواند تفسیر و دریافت هر نوع متن ادبی را تسهیل کند. در رابطه با انسجام موضوعی، روش­های تکرار و همچنین سه نوع پیشرفت را مورد بررسی قرار خواهیم داد. در مورد انسجام معنایی، در مورد فرا-قانون عدم تضاد نزد میشل کارول سخن خواهیم گفت و در مورد انسجام پراگماتیک، چهارمین قانون انسجام او، یعنی قانون رابطه را ارائه خواهیم داد.

Citer ce document

(2020). La Cohérence Textuelle Comme Outil et Comme Finalité. https://doi.org/10.22034/rllfut.2020.9903

Accès au document

Voir sur le dépôt source

Ce document est hébergé sur son dépôt institutionnel d'origine.

Auteur(s)

Non renseigné

Statistiques

Consultations : 1

Téléchargements : 0